مسئولیت شناسی درفرودگاه مهرآباد تابع ساعت اداری نیست

“من لم یشکرالمخلوق لم یشکرالخالق”

شب ۲۸ اسفند برای تحویل گرفتن بسته ای به فرودگاه مهرآباد رفتم از آنجا که نه توان پرداخت جریمه دارم ونه وقت و حوصله طی کردن مراحل اداری آزادی اتومبیل توقیف شده،مثل همه شهروندان قانونمند به طرف یکی از پارکینگ های فرودگاه راندم،دربدو ورودم با این درخواست مامور پارکینگ مواجه شدم که :
اگر میخواهی یه جای دنج و نزدیک خروجی به شما بدهم باید عیدی خوبی بدهی!
حرفش را شوخی تلقی کردم و گفتم:
هنوز کسی به من عیدی نداده که شما ازمن عیدی میخواهی!
اما او دست بردار نبود و با این حرف من کوتاه نیامد،سرش را از پنجره اتومبیل داخل آورد و دوباره گفت:
به هرحال عیدی راباید بدهی!
درهمین حال جوان دیگری که داخل اطاقک نشسته بود وظاهرا مامور ثبت ورود و خروج اتومبیل ها بود با لحنی اندرزگونه گفت:
آقا مردم را معطل نکنید! بی زحمت عیدی را بدهید!
اینجا بودکه متوجه شدم موضوع کاملا جدی است وظاهرا اصلا عیدی را به آقایان بدهکارم!،ازاین تصور و ازاین که معلوم بود تا پرداخت عیدی زورکی،راه ورودم بسته است،برآشفتم و غرولندکنان گفتم:
این کارشما غیرقانونی است،من از شما شکایت می کنم!
فکرمی کردم با این حرف، آن ها عقب نشینی می کنند،اما انگار “ازقضا انگبین صفرا فزود”،چون جوانی که سرش را ازپنجره اتومبیل داخل آورده بود با اوقات تلخی گفت:
اشکال نداره! برو شکایت کن!
بااین حرف او ازخیرپارکینگ گذشتم،برگشتم و اتومبیل را جایی درهمان نزدیکی پارک کردم اما بخاطرممنوعیت شدیدی که درآن خیابان برای توقف اتومبیل ها اعمال می شود،ازاتومبیل دور نشدم و همان جا ماندم.
پیش بینی ام درست بود چون بلافاصله اتومبیل گشت پلیس راهنمایی از راه رسید وبه جریمه اتومبیل هایی پرداخت که درمنطقه ممنوعه پارک کرده بودند.
جلو رفتم و به مامور پلیس گفتم:
آقاجان این نمی شود که پارکینگ چنین رفتار می کند و شماهم جریمه می کنید،پس تکلیف امثال ما چیست؟
افسرپلیس گفت:
ما که به وظیفه خود عمل می کنیم،اما شما می توانید از کارغیرقانونی ماموران پارکینگ به مسئولان فرودگاه شکایت کنید.
افسروظیفه شناس مرا برای ارائه شکایت راهنمایی کرد(ضمنا جای مناسبی برای پارک اتومبیل به من داد)براساس راهنمایی ایشان به ترمینال ۴ رفتم وموضوع را باآقای نوروزی مدیرترمینال درمیان گذاشتم (درحالی که اصلا امیدی به برخورد با افراد متخلف نداشتم)ایشان فرمی به بنده داد تاشرح مختصری ازماوقع را درآن بنویسم،کار پرکردن شکایتنامه به میانه رسیده بودکه آقای نوروزی ازجای خودبرخاست وگفت:
آقای مهندس رستمی مدیرفرودگاه آمدند،خودتان ماجرا را برای ایشان تعریف کنید.
ساعت ده شب بود وحضوربالاترین مقام مسئول درشب عیدنوروز،آن هم درآن ساعت بسیار عجیب می نمود.هنگامی که ماجرا را برای مهندس رستمی شرح می دادم،متوجه شدم که چهره ایشان لحظه به لحظه برافروخته تر می شود.بعداز اینکه حرف هایم تمام شد به یکی ازهمکاران خود دستورداد همین الان سریعا به پارکینگ بروید و به موضوع رسیدگی کنید.
به طرف محل پارک اتومبیل خودبرگشتم ،چند دقیقه بعد آقای رستمی را درآنسوی خیابان دیدم که همراه دونفراز همکاران خود به طرف پارکینگ می دوند!.باخود فکرکردم شاید موقع رسیدگی به وجود منهم نیاز باشد و به اصطلاح بخواهند شاکی و متشاکی را با هم روبرو کنند.حدسم کاملا درست از آب درآمد،چرا که همین که آقای رستمی مرا دیدند گفتند:
بیا، شاکی خودش آمد.
معلوم شد که متصدیان پارکینگ همه ماجرا را بکلی حاشا کرده اند…….
به هرحال ماجرا کاملا روشن شد و فکر می کنم باقی ماجرا چندان اهمیتی ندارد،آنچه از دل این ماجرا درآمد و برای من خیلی مهم بود این موضوع بود که یادگرفتم دربرخورد با بی قانونی ها(هرچندکوچک و کم اهمیت) از رسیدگی ناامید نباشم و امیدوار باشم که مسئولی همچون آقای مهندس رستمی مدیرفرودگاه مهرآباد وهمکاران زحمتکش و وظیفه شناس ایشان،وقت استراحت خودرا به رسیدگی به مشکلات مراجعین اختصاص داده اند.
علیرضا ابن رحمان-خبرنگار



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *