داستان غم انگیز، اما شنیدنی کشتی تفریحی رافائل

کشتی رافائل سر گذشتی غم انگیز ولی شنیدنی دارد.

کشتی رافائل.jpg5

درسال ۱۹۷۶ محمد رضا شاه دو کشتی توریستی به نام‌های رافائل و میکل آنژ از ایتالیا به عنوان تسویه بدهی تسهیلاتی که سالها قبل دولت ایران به ایتالیا پرداخت کرده بود وایتالیایی‌ها توانایی بازپرداخت آن را نداشتند دریافت کرد، میکل آنژ از رافائل کوچک تر بودو رافائل بزرگ بود و با عظمت، یک کشتی با شکوه با همه امکانات تفریحی که در زمان خودش نظیر نداشت، یک کشتی با سالن های سینما و تئاتر، زمینهای ورزشی، استخر، هتل، تالارهای باشکوه، رستوران و …

می گویند روزی که رافائل از ایتالیا به سوی ایران حرکت کرد، مردم ایتالیا با اشک بدرقه اش کردند.

رافائل ومیکل آنژ ،ایتالیا را ترک کردند و خرامان به سوی ایران آمدند.

وقتی رافائل و میکل آنژ به ایران رسیدند. میکل آنژ به بندرعباس منتقل شد و رافائل دربندربوشهر پهلوگرفت.

زبیایی و شکوه رافائل همه را شگفت زده می کرد؛ به نظر می رسید که ایتالیایی‌ها حق داشتند به خاطر از دست دادنش گریه کنند.

حالا دیگر رافائل متعلق به ایران بود و مردم برای دیدنش به بوشهر می آمدند.

انقلاب اسلامی اتفاق افتاد و طولی نکشید که عراق جنگ رابه ایران تحمیل کرد. رافائل هدف موشکهای عراقی قرار گرفت و اگرچه قابل تعمیر بود اما معلوم نشد چرا کسی اقدامی برای نجات رافائل انجام نداد. تاجایی که امکان داشت تمامی تجهیزات و امکانات کشتی باز شد بطوری که سیستم مخابراتی داخل کشتی در پایگاه دریایی بوشهر به عنوان یک تلفن داخلی مورد استفاده قرار گرفت (تا سال ۱۳۸۴ این سیستم فعال بود و اغلب منازل مسکونی در پایگاه با این خط با هم یا با خارج پایگاه ارتباط داشتند)

الآن سالها از آن ماجرا میگذرد ولی همچنان اسم رافائل را در بوشهر می‌بینید و می‌شنوید.

کشتی رافائل

مشخصات کشتی رافائل:

طول: متر۲۷۶ عرض:۳۱متر سال ساخت:۱۹۶۵ ساخت در ایتالیا در کشتی رافائل ۸۵۰ خروجی رادیو تلفنی، ۶ استخر شنا، ۷۵۰ کابین، ۱۸ آسانسور، ۳۰ سالن اجتماعات، تالار نمایشی با ۵۰۰ صندلی و باشگاه‌های ژیمناستیک و پرورش قوای جسمانی و… ساخته شده بود.
واقعیت این بود که این دو خواهر زیبارو و پرجاه و جلال، هیچگاه نتوانستند حتی لیره‌ای برای خطوط دریایی کشتیرانی ایتالیا منفعت به دست بیاورند! چرا که با وجود استقبال زیادی که از این دو کشتی می‌شد، هزینه‌های سنگین نگهداری آنها دیگر جایی را برای منفعت باقی نمی‌گذاشت. هر چند کسی نمی‌تواند این نکته را نادیده بگیرد که ایتالیا با اسم و شهرتی که بخاطر دارا بودن این دو کشتی در دنیا صاحب شده بود، دستگاه تبلیغاتی خوبی را برای خودش ایجاد کرده بود.

کشتی رافائل.jpg4

سرگذشت کشتی رافائل دربندربوشهر در میان کلافی از افسانه‌های شنیدنی پیچ و تاب می‌خورد. اینکه چطور شد به ناگاه در صبحی سپیدرنگ به مانند غولی زیبا در کنار ساحل بوشهر ظاهر شود، از کجا آمده بود و عاقبتش چه شد و چرا برخی معتقدند برای شهر شگون نداشت… امیدوارم آنچه که در ادامه می‌آید بتواند ورقی از این کتاب «افسانه‌های رافائل» بکاهد. چرا که زمانه، روزگاری است که هر چه کمتر افسانه بشنویم بهتر ومنطقی تر زندگی می‌کنیم و بیشتر رفتارهای مدنی از خود نشان می‌دهیم هر چند که هیچگاه آتش خنیاگران افسانه سرا خاموشی ندارد و عطش ما برای شنیدنشان نیز همچنین… تولد در دههٔ چهل و پنجاه میلادی، با وجودی که هواپیماهای مسافربری، مسیر اقیانوس آتلانتیک را به خوبی و به سرعت طی می‌کردند اما در اروپا ،ایتالیایی‌ها که نمی‌خواستند شکست و ضعف خود را در صنعت حمل و نقل هوایی بپذیرند، به تقویت صنعت دریانوردی خویش پرداختند به همین دلیل مدیران ارشد دریانوردی ایتالیا دستور ساخت دو شاهکار را صادر کردند. شاهکارهایی که پشتوانه اش دولت ایتالیا بود و چیزی نگذشت که به یک پروژهٔ ملی تبدیل شد.

کشتی رافائل.jpg6

در واقع ایتالیایی‌ها در گرماگرم مسابقهٔ ساخت تجهیزات و توربین‌ها و موتورهای غول پیکری که بویینگ‌ها را به هوا می‌فرستاد، با این دو کشتی نشان می‌دادند که آنها نیز قادرند پابه پای سایر اروپایی‌ها در صنعت جایگاهی داشته باشند و کشتی‌های درجه یکی را برای استفاده طبقهٔ مرفه دنیا تولید کنند. اتاق‌های خواب و سالن‌های تشریفات رافائل بی‌نهایت لوکس و شیک بودند. حداقل در هر کابین یک حمام و توالت شیک و لوکس که با مرمرهای ایتالیایی تزیین شده بود وجود داشت. همان‌طور که گفته شد در کشتی شش استخر(سه استخر برای بزرگسالان و سه استخر برای کودکان) ساخته شده بود.درکشتی سالن تفریحاتی هم وجود داشت که مخاطبین به محض ورود به آن، با چلچراغ‌های غول آسای کریستال بسیار گرانقیمتی مواجه می‌شدند. در کنار این‌ها دو سالن نمایش بزرگ هم ایجاد شده بود که در هر کدام دو تلویزیون بزرگ قرار داده بودند. رافائل با وجود چنین امکانات افسانه‌ای، بارهاوبارها در دنیا رسانه‌ای شده بود. از جمله در سال ۱۹۶۶،زنی ثروتمند دو اتومبیل شیک و گرانقیمتش را به عرشهٔ بزرگ و وسیع کشتی آورد و در آنجا مسابقه اتومبیلرانی برگزار کرد.

کشتی رافائل.jpg9

در سال ۱۹۷۰ هم یکی از کارگردانان ایتالیایی سکانسی از یک فیلم سینمایی خود را در این کشتی تهیه و ضبط کرد. بعدها در همین سال بود که به درخواست عده‌ای از مسافرین ، قسمتی از سالن بزرگ نمایش کشتی تبدیل به زمین بازی اسکیت روی یخ شد. در سال ۱۹۷۰ (۱۳۴۹ ش) رافائل با یک نفتکش نروژی در اقیانوس برخورد کرد و به قول ایتالیایی‌ها کشتی شان چشم زخم خورد!واین آغاز بدبیاری هاو بحران ها برای این دوکشتی بود.همان گونه که گفته شد، هیچ‌کدام از دو کشتی میکل آنژ و رافائل برای مالکینش تولید پول و ثروت نمی‌کردند و دولت ایتالیا با سوبسید بسیاربالا، این دو کشتی پرخرج را سرپا نگاه می‌داشت.

کشتی رافائل.jpg8

دولت ایتالیا برای هر مسافر رافائل ۷۰۰ دلار سوبسید پرداخت می‌کرد!. رافائل با اینکه نُه سال بعد در سفرهای دریایی در اقیانوس‌های دیگر هم مورد استفاده قرار گرفت اما باز هم هزینه‌های گزاف و سرسام آورش به مانند خواهر دو قلویش، میکل آنژ اجازه نمی‌داد که کشتی به سوددهی برسد. بحران نفت در ۱۹۷۴ (۱۳۵۴ ش)، باعث افزایش ۲۱۷ درصدی(!) هزینه‌های کشتی برای دولت ایتالیا شد. روزنامه‌های ایتالیایی حملات انتقادی خود به اختصاص بودجه به کشتی هاآغاز کردند و نوشتند که چرا باید پول مالیات دهندگان ایتالیایی برای «زنده نگاه داشتن خاطرات دوران عهد عتیق و رمانتیک بازی دولت» به این شکل هزینه شود. باادامه فشارهای مطبوعات، بالاخره دولت ایتالیادر بهار ۱۹۷۵ رسماً اعلام کرد که خطوط کشتیرانی ایتالیا نمی‌تواند روی کمک‌های دولت حساب کند وکمک روزانه ۱۰۰ میلیون لیره ای خود به آن ها را قطع کرد. این سخن به معنای مرگ این دو خواهر بود. در۲۱ آوریل ۱۹۷۵(دوشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۵۴) رافائل برای آخرین بار بدون هیچ تشریفاتی، غمگینانه بندر نیویورک را به سمت ایتالیا ترک کرد.و در ۳۰ آوریل برای آخرین بار در بندر جنوا لنگر انداخت و بعد از ۱۱۳ بار سفر دریایی به نیویورک از حرکت بازایستاد. سه ماه بعد هم میکل آنژ به او در بندر کم رونقی به نام لاسپیزا پیوست و هر دو درآنجا به خاموشی فرو رفتند. در ۱۹۷۶ (تابستان ۱۳۵۵)مالک یکی از شرکت های آمریکایی به نام «هوم لاین» حاضر شد در قبال خرید این دو کشتی مبلغ خوبی را بپردازد اما با این شرط که دولت ایتالیا اجازه دهد این دو کشتی همچنان در همان مسیر ایتالیا- نیویورک سفر کنند ودر آن ها از خدمه‌ ایتالیایی استفاده شود. اما شرکت خطوط کشتیرانی ایتالیا از آنجا که نمی‌خواست بار دیگر مورد انتقاد رسانه های کشور قرار بگیرد_ که چرا دوباره این دو کشتی در ایتالیا به حرکت در آمده اند_ به این پیشنهاد توجهی نکرد و اعلام کرد که قصد دارداین دو کشتی به بیرون از کشور بفرستد.
یک خرید عجیب:

کشتی رافائل.jpg12

چیزی نگذشت که در پاییز سال ۱۹۷۶ (پاییز ۱۳۵۵) سروکلهٔ خریدار دوم پیداشد: شاه ایران، محمد رضا شاه پهلوی؛ مردی که بلندپروازی‌هایش در دنیا معروف شده بود و همه می‌دانستند که او ثروتی افسانه‌ای از محل فروش نفت به دست آورده است،خطوط دریایی ایتالیا مانعی در این معامله مشاهده نکرد. مهم این بود که کشتی از ایتالیا بیرون می‌رفت و جنجال معترضین خاموش می‌شد. بالاخره در آذر ماه ۱۳۵۵ کشتی‌ها به ایران فروخته شد.

به نظر می‌رسید ایران معاملهٔ خوبی با ایتالیایی‌ها کرد. رافائل در سال ۱۹۶۵ تا ۹۰ میلیون دلار نیز قیمت گذاری شده بود اما ایتالیایی‌ها از سرناچاری و اجبار و شرایط بحرانی اقتصادشان، ده سال بعد رافائل و میکل آنژ را که حدود ۴۵ میلیون دلار قیمت واقعی داشتند هر کدام به مبلغ دو میلیون دلار به ایران فروختند! بااینکه گفته می‌شود دلالان ایرانی/ ایتالیایی هم در این معامله عجیب، نقش خود را برای خریدارزان این کشتی ها بخوبی ایفا کردند اما گفته می شود که ایتالیایی‌ها در خفا از شاه ایران قول کمک ومساعدت مالی برای عبور ازبحران اقتصادی شان گرفته بودند. هنوز که هنوز است ایتالیایی‌ها و تاریخ نگاران آن کشور،دولت و مسئولانشان را به خاطر این معاملهٔ عجیب که موجب شد کشتی‌ها به ثمن بخس به ایران فروخته شود،مسخره می‌کنند. در واقع برندهٔ واقعی این معامله ایرانی‌ها بودند که این دو جواهر اقیانوس پیما را به نازل ترین قیمت از دست خطوط بین‌المللی کشتیرانی بیرون کشیدند و از آن خود کردند.
ورود به خلیج فارس:

کشتی رافائل.jpg11

روزی که قرار بود رافائل و میکل آنژ ایتالیا را برای همیشه ترک کنند شمار زیادی از مردم در بندر جنوا جمع شده بودند و با چشم گریان با کشتی‌ها وداع کردند. در بهارسال ۱۳۵۶ این دوخواهر زیبای دوقلو به آب‌های گرم خلیج فارس قدم گذاشتند.کشتی ها به محض ورود به آب‌های خلیج فارس از یکدیگر جدا شدند. میکل آنژ در بندر عباس لنگر انداخت و رافائل، این کاخ شناور با ۵۰ خدمهٔ ایتالیایی و با افزایش ظرفیت در حد سکنای ۱۸۰۰ نفر در بندر بوشهر پهلو گرفت.در روز ورود رافائل به بوشهر، مردم شهر دسته دسته به دیدار مهمان جدید و چشم نوازشان می‌آمدند و با آن عکس می‌گرفتند و ساعت‌ها در کنارش می‌نشستند و تماشایش می‌کردند. کسی اجازهٔ حضور در آن نداشت تا وضعیت کشتی دقیقاً اعلام شود. دقیقاً کسی نمی‌دانست که حضور این کشتی به چه دلیل در بوشهر رقم خورده است. در سال۱۹۷۸ به شاه پیشنهاد شد که از این کشتی استفاده تجاری نیز بشود و آن را برای مسافرین ثروتمند و اشراف منش ایرانی و خارجی بازسازی کرده و به سفرهای دریایی گسیل داشته و با کاهش ظرفیتش به ۱۳۰۰نفر برای کشور یک منبع درآمد ایجاد کنند. شاه پذیرفت.اما هیئتی که به منظور بررسی جوانب کارااز ایتالیا آمده بود بلافاصله متوجه وضعیت نامطلوب کشتی شد. بدنهٔ کشتی به شدت در همان یکسال پهلوگرفتن و کار نکردن و تعطیلی تأسیسات کشتی، بر اثر میزان بالای رطوبت و رسوبات آب دریا زنگ زده و تخریب شده بود. چوب‌های عرشهٔ مجلل کشتی توسط آفتاب داغ و سوزان بندر بوشهر تغییر حالت داده و تغییر شکل داده بود و از همه وحشتناک تر موش‌های بندر بوشهر بودند که در داخل کشتی اقامت کرده و از درون کشتی را جویده و آسیب رسانده بودند. با سقوط سلطنت محمدرضا شاه پهلوی و پیروزی انقلاب شکوهمنداسلامی و تغییر شرایط قراردادها و جامعه، خدمه‌ها و نیروهای ایتالیایی کشتی که نقش مهمی در نگهداری و حفظ تأسیسات کشتی داشتند رافائل را رها کرده و به ایتالیا بازگشتند. این باعث شد که روز به روز وضعیت تأسیسات و ظاهر کشتی نامطلوب تر شده و عده‌ای از این فضا استفاده کرده و دست به تاراج اموال عمومی کشتی بزنند. اوضاع عجیبی شده بود.

از آن قصر سفید کمتر نور شکوه و آبادی به چشم می‌خورد. به نظر می‌رسید رافائل در کنار ساحل بوشهر رها شده تا به صورت یک آهن قراضه فروخته شود. زمزمه‌هایی نیز شنیده می‌شد که قرار است این کشتی توسط واسطه‌های غیر ایتالیاتی به ایتالیا بازگرداند شود.
مرگ کشتی در سال ۱۳۶۲

کشتی رافائل در اعماق آبهای بوشهر.jpg2

تصمیماتی برای بازگرداندن رافائل و میکل آنژ به سفرهای دریایی گرفته شد اما هنوز این تصمیم عملی نشده بود که در روز پنجشنبه ۲۶ آبان ۱۳۶۲ هواپیماهای عراقی بالاخره در گرماگرم بمباران خارگ و بوشهر،کشتی را هدف موشک قرار داده و به آن آسیب جدی وارد کردند به حدی که رافائل تا نیمه در آب‌های کم عمق ساحلی لنگرگاه بوشهر فرورفت.

چیزی نگذشت که کشتی باری «ایران سلام» (ایران سیام) به صورت اتفاقی با آن برخورد کرد و به بدنه اش آسیب جدی رساند و کاری را که هواپیماهای عراقی آغاز کرده بودند تمام کرد.

رافائل کاملاً در اعماق خلیج فارس غرق شد و آن گاه مورد هجوم بیشتر عده‌ای ازغواصان محلی واقع شد. عده‌ای از این افراد که خبر از گنجینه‌های درون کشتی داشتند، آثار گرانبها و هنری ای که هنوز در کابین‌ها و سالن اجتماعات کشتی و رستوران‌هایش باقی‌مانده بود را به یغما بردند. بدین ترتیب کشتی اقیانوس پیمای رافائل بیشتر از هفت سال نتوانست در کنار سواحل جنوبی ایران دوام بیاورد و خیلی زود به افسانه‌ای غریب تبدیل شد.

کشتی میکل آنژ اما سالم باقی‌ماند و ظاهراً تا سال ۱۹۹۱ در ایران باقی‌ماند اما بعد به دلیل مستهلک شدن زیاد به یک شرکت اوراق چی پاکستانی/ بنگلادشی فروخته شد تا اوراق شود. ساین بهزاد، یکی از آخرین ساکنین رافائل دربارهٔ مسامحه و غفلتی که در مورد رسیدگی و حفظ این کشتی اتفاق افتاده بود، و دربارهٔ اوضاع واحوال کشتی در آن زمان نوشته است: «من در آن زمان در سال‌های ۷۸ و ۷۹ دو سال در کشتی زندگی کردم. بعد از انقلاب اسلامی و سقوط شاه، کشتی در بندر بوشهر به حال خود گذاشته شده بود. متأسفانه کشتی توسط عده‌ای غارت شد. جلبک‌های ساحلی هم باعث شد که کشتی به شدت تخریب شود. رافائل در زیر آفتاب بندر بوشهر پوسید و به محلی برای حکمفرمایی موشها تبدیل شده بود.» این افسر کشتی رافائل نوشته است: «در دوران یکی از آتش‌بس‌های ابتدایی جنگ ایران و عراق رافائل به عنوان یکی از مناطق و اهدافی که ممکن است مورد بمباران عراق واقع شود اعلام شد. به همین دلیل کشتی را توسط یک یدک کش۱۰۰۰ متر در کنار ساحل جابجا کردند و بعد توسط گروهی از تفنگدارن نیروی دریایی مورد محافظت قرارگرفت. اما با این وجود در یکی از روزهای جنگ ایران و عراق ،کشتی توسط یک هواپیماهای عراقی مورد اصابت موشک قرار گرفت … رافائل یکی از بزرگترین و بهترین جاهایی بود که من دوسال از عمرم را درآنجا گذراندم. بعداز این همه سال، هنوز که هنوزاست کلید کابین خودم در کشتی رافائل را در جاسویچی ام حفظ کردم…»

امروزه علی‌رغم شایعاتی که وجود دارد رافائل دیده نمی‌شود ودرعمق۷ متری دریا، در فاصلهٔ دو کیلومتری نیروگاه اتمی قرار گرفته است. اما چیزی که جالب است خاطرهٔ این کشتی است که هنوز باقی‌مانده است و بسیاری با هر جذر و مد و پدیدار شدن جسمی از زیر آب می‌گویند رافائل از آب درآمده… در بوشهر به بهانه‌های مختلف یادی از این کشتی می‌شود. پوسترهای این کشتی در ابعاد بزرگ منتشر شده و به فروش می‌رسد. در خیابان ساحلی شهر نیز رستورانی با معماری جدیدی ساخته شده که صاحب خوش ذوقش، نام آن را به یاد آن کشتی رافائل گذاشته و در آن مرغ سوخاری کنتاکی(!) عرضه می‌کند. در مقابل این محل ،بقایای کشتی ای وجود دارد که عده‌ای می‌گویند این همان رافائل معروف است در صورتی که این تپهٔ فلزی که هر از چند مدت، سر از آب در می‌آورد بقایای همان کشتی «ایران سلام» یا «ایران سیام» است که ۴۰ متر از بدنه اش بیرون آب آمده است و امروزه مکانی برای ماهیگیران شهر شده است.
اما رافائل چه سرنوشتی پیدا کرد

کشتی رافائل در اعماق آبهای بوشهر

این جواهر گرانبهای اقیانوس‌های گرم جهان و این ثروت ملی ایرانیان که زمانی از کنار برج‌های دوقلوی نیویورک، خرامان و دودکنان و بوق زنان رد می‌شد، چه پیش از غرق شدن و چه پس از فرو رفتنش در اعماق آب‌های بوشهر این چنین مورد اهمال ما واقع شد وتنها خاطره‌ای و یادی مبهم از آن باقی‌مانده است. آیا ماجرای رافائل یک درس بزرگ برای جامعه ما برای حفظ و نگهداری آثار فرهنگی، تاریخی اش نیست؟ نسبت به خودمان بی رحمیم همان‌طور که نسبت به آثار ملی مان بی رحم هستیم. دقیقاً برای رافائل همان اتفاقی افتاد که امروز برای بافت قدیم بندربوشهر و کتیبهٔ سنگ نوشته خارگ روی داد. صدای بوق بلندی می‌آید، این بار صدای بوق یک کشتی نیست، صدای بوق بلند یک هشدار است. هشداری به همهٔ ما. به خود آییم و قدر میراث های فرهنگی خودرا بیش تر بدانیم.



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *